پرسشنامه سوگیری های شناختی در معاملات

آزمون سوگیری‌های شناختی در معامله‌گری

این آزمون به شما کمک می‌کند تا الگوهای فکری ناخودآگاهی را که ممکن است بر تصمیمات معاملاتی شما تأثیر بگذارند، شناسایی کنید. لطفاً با صداقت مشخص کنید هر جمله تا چه حد در مورد شما صدق می‌کند.


  1. اخبار و رویدادهای اخیر تأثیر زیادی بر تصمیمات معاملاتی من دارند.

  2. نسبت به دارایی‌هایی که در آنها ضرر کرده‌ام، یک نوع وابستگی عاطفی پیدا می‌کنم.

  3. حد ضرر خود را جابجا می‌کنم تا از فعال شدن آن و ثبت ضرر جلوگیری کنم.

  4. اولین تحلیلی که در مورد یک دارایی می‌خوانم، تأثیر زیادی بر تصمیمات بعدی من در مورد آن دارایی دارد.

  5. داستان موفقیت یا شکست بزرگ یک دوست یا یک فرد مشهور، بر استراتژی من تأثیر می‌گذارد.

  6. فروختن یک دارایی برایم سخت‌تر از خریدن آن است.

  7. اگر قرار بود امروز سبد سهامم را از نو بچینم، احتمالاً بسیاری از سهم‌های فعلی را نمی‌خردیم.

  8. پس از یک سری معاملات موفق، ریسک بیشتری در معاملات بعدی خود می‌پذیرم.

  9. اگر سهمی را ۱۰۰ دلار خریده باشم و قیمتش به ۵۰ دلار برسد، آن را یک "سهم ۵۰ دلاری" نمی‌بینم، بلکه یک "سهم ۱۰۰ دلاری با ۵۰٪ تخفیف" می‌بینم.

  10. قیمت خریدم به شدت روی تصمیم من برای فروش تأثیر می‌گذارد (مثلاً: "تا به قیمت خریدم نرسد، نمی‌فروشم").

  11. برایم سخت است که بپذیرم یک تصمیم خوب هم می‌تواند نتیجه بدی داشته باشد.

  12. تحلیل‌هایی که به راحتی در رسانه‌ها پیدا می‌شوند، وزن بیشتری در تصمیم‌گیری من دارند تا تحقیقات عمیق‌تر.

  13. قبل از ورود به یک معامله، بیشتر به دنبال تحلیل‌ها و اخباری می‌گردم که ایده من را تأیید می‌کنند.

  14. تمایل دارم توانایی‌های تحلیلی خودم را دست بالا بگیرم.

  15. فکر می‌کنم می‌توانم با هوش و تلاش بیشتر، بر عدم قطعیت بازار غلبه کنم.

  16. پس از یک معامله زیان‌ده، برای ورود به معامله بعدی بسیار محتاط و ترسو می‌شوم.

  17. وقتی یک معامله وارد ضرر می‌شود، تمایل دارم به دنبال دلایلی بگردم که نشان دهد بازار به زودی به نفع من برمی‌گردد.

  18. کیفیت یک معامله را بیشتر با نتیجه نهایی آن می‌سنجم تا با کیفیت فرآیند تصمیم‌گیری‌ام.

  19. ارزشی که برای سهم‌های داخل سبد خودم قائل هستم، بیشتر از ارزشی است که برای همان سهم‌ها اگر آنها را نداشتم، قائل بودم.

  20. اگر یک معامله که کاملاً بر اساس استراتژی‌ام بوده ضررده شود، استراتژی‌ام را زیر سوال می‌برم.

  21. وقتی می‌بینم یک سهم یا ارز دیجیتال به شدت در حال رشد است، احساس می‌کنم باید هرچه سریعتر آن را بخرم تا از سود جا نمانم.

  22. اغلب به بالاترین قیمتی که یک سهم در گذشته داشته فکر می‌کنم و انتظار دارم دوباره به آنجا برسد.

  23. پس از یک معامله موفق، آن را شاهدی بر درستی تحلیل کلی خودم می‌دانم.

  24. گاهی اوقات بدون تحلیل کافی و فقط از ترس جا ماندن، معامله می‌کنم.

  25. برایم سخت است سهمی را که برای مدتی طولانی داشته‌ام بفروشم، حتی اگر دیگر چشم‌انداز خوبی نداشته باشد.

  26. وقتی در یک روند صعودی شرکت نکرده‌ام، احساس اضطراب و پشیمانی می‌کنم.

  27. برایم سخت است که دیدگاهم را در مورد ارزش یک دارایی، با وجود اطلاعات جدید، تغییر دهم.

  28. درد روانی ناشی از یک ضرر ۱۰۰ دلاری برایم بسیار بیشتر از لذت یک سود ۱۰۰ دلاری است.

  29. اگر یک معامله که با زیر پا گذاشتن قوانینم انجام داده‌ام سودده شود، آن تصمیم را یک تصمیم "خوب" می‌دانم.

  30. معتقدم که می‌توانم بازار را بهتر از میانگین معامله‌گران پیش‌بینی کنم.

  31. اغلب بر اساس هیجانات ایجاد شده در شبکه‌های اجتماعی یا گروه‌های گفتگو، وارد یک معامله می‌شوم.

  32. نظرات و تحلیل‌های مخالف با دیدگاه خودم را نادیده می‌گیرم یا کم‌اهمیت جلوه می‌دهم.

  33. پس از یک سقوط بزرگ در بازار، بیش از حد محتاط می‌شوم، چون تصویر آن سقوط به راحتی در ذهنم تداعی می‌شود.

  34. موفقیت‌های شانسی را به حساب مهارت خودم می‌گذارم.

  35. برایم سخت است که بپذیرم تحلیل اولیه‌ام در مورد یک سهم یا ارز اشتباه بوده است.

  36. برای جلوگیری از ثبت یک ضرر کوچک، یک معامله زیان‌ده را برای مدتی طولانی نگه می‌دارم به امید اینکه به نقطه سر به سر برگردد.

  37. برایم سخت است که یک فرصت معاملاتی را که همه در مورد آن صحبت می‌کنند، نادیده بگیرم.

  38. به ندرت به این فکر می‌کنم که ممکن است در تحلیل‌هایم اشتباه کنم.

  39. اگر به تازگی یک معامله بزرگ و موفق در یک سهم خاص داشته‌ام، تمایل دارم دوباره روی همان سهم معامله کنم.

  40. یک معامله سودده را خیلی زود می‌بندم تا سودی که به دست آورده‌ام را از دست ندهم.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *